را قاضيالقضاة شام تعيين كرد، ولي ابن عديم در 1262، پيش از رسيدن به سِمَت جديد خويش در قاهره درگذشت.
وي تاريخ مفصل حلب را با عنوان بُغْية الطالب في تاريخ حلب نوشت كه مجموعهاي از شرح احوال بزرگان شهر است، و به نظر ميرسد كه هرگز به صورت يك نسخهٴ كامل پاكنويس نشده است. وي خلاصهاي از آن را به ترتيب زماني تا سال 1243 ـ 1244، به نام
زُبْدة الحَلَب في تاريخ حلب تنظيم كرد. همچنين، كتاب الوُصلَة (يا الوسيلة) الي الحبيب في وصف الطيبات و الطيب را دربارهٴ ساختن عطرها نوشت.
عليبن محمدبن خطيب ناصري (وفات: 1439 ـ 1440)، و محمدبن شحنهٴ حلبي (وفات: 1485)، ذيلهايي بر
تاريخ حلب نوشتهاند.
ابن قِفْطي
جمالالدين ابوالحسن عليبن يوسف شيبانيبن قفطي. مورخ مصري در 1172 ـ 1173، در قفط واقع در صعيد مصر زاده شد. تا حدود 1187، در قاهره، سپس تا حدود 1202، در بيتالمقدس، و سرانجام، در حلب برآمد، و باقي عمر خود را در آن جا گذراند. غالباً وزير امراي ايوبي حلب بود، كه بار آخر از 1236 تا هنگام وفاتش در 1248، دوام يافت.
بسيار فرهيخته و شايد بزرگترين كتابدوست مسلمان در ميان بسياري ديگر بود.
كتابخانهٴ او را پس از مرگش 60,000 دينار قيمت كردند. حامي اهل فضل، از جمله ياقوت حموي بود.
مهمترين اثرش به صورت خلاصه به دست ما رسيده و بقيه كاملاً از ميان رفته است و كتاب اخبار العلمأ بأخبار الحكماء را از روي خلاصهاي ميشناسيم كه محمدبن علي زوزني در 1249 ـ 1250، با عنوان كتاب المنتخبات المُلْتَقَطات من كتاب تاريخ الحكمأ ترتيب داده و عموماً به تاريخ الحكماء معروف است. اين كتاب شامل 414 شرح حال از پزشكان، دانشمندان و فيلسوفان باستان و مسلمان است با تفصيلي كاملاً متفاوت، و مأخذ بسيار مهمي براي تاريخ علم اسلامي به شمار ميرود؛ در آن كمتر ميتوان اطلاعات تازهاي دربارهٴ علم يوناني يافت، ولي آنچه را كه مسلمانان در اين باره ميدانستند و ميانديشيدند نشان ميدهد.
كتاب موسوم به كتابنامهٴ حكما1 كه ميخائيل غزيري غالباً در كتاب كتابخانهٴ عرب و اسپانيايي اسكوريال
خود از آن نقل ميكند (مادريد 1760 ـ 1770)، با همين تاريخ الحكماء تطبيق داده شده و اين تطابق تا حد زيادي از ارزش تأليف غزيري كاسته است.